تبلیغات
ناز تو - درد...


ناز تو

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

این همه اندوه پاسخ من نبود
به تو مبتلا بودم
در انتهای همه ی تقریر ها
به انتظارت می نشستم
طلوع میکردی
پاره نوشته هایم رنگ میگرفت
حتی خلاصه های عشقت
همه ی دنیایم را میپوشاند
وقتی روی دست هایم
پاییز مینشست
تو امید دوباره ی
خورشید طلایی بودی
به تو مبتلا بودم
هرچه اواز میشدی
افسانه میشدم
هرچه میتپیدی
نفس میشدم
این همه درد....................................................................پاسخ من نبود


نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 | ساعت 11:10 ق.ظ | توسط شهرزاد |نظرات |


قالب رایگان وبلاگ پیچك دات نت