تبلیغات
ناز تو - حضرت دوست


ناز تو

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

ما کجا و خلوت خوبان کجا؟
او کجا و درد محرومان کجا؟
ما کجا،سنگینی حسرت کجا؟؟
او کجا،دلداری و الفت کجا؟
باز با اواز او نی میزنم
بند های خسته بر دل میزنم
سینه را با عشق او خون میکنم
دیده را صحرای مجنون می کنم
انتظارش رویش الاله بود
هم دل و همدلبر و جانانه بود
توتیای دیده اش مهر نماز
استجابت بود در وقت نیاز
بار هم در انتظار مقدمش
می نشینم پای ایوان غمش
تا بیاید نبض بیدارم شود
مرهم چشمان بی تابم شود


نوشته شده در دوشنبه 2 بهمن 1391 | ساعت 08:06 ب.ظ | توسط شهرزاد |نظرات |


قالب رایگان وبلاگ پیچك دات نت