تبلیغات
ناز تو - !!!


ناز تو

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

امشب در پیچ و تابی غریبم
خیره بر تصویر بهاریت
روزگارم بازتاب هزاره های تلخ تاریخ
من در هوای بودن
یا نیست شدن
تو در پندار جاودانه بودن
کلامم واژه ای گنگ و زنگار زده
که سالیان بهار
در گوشه های دل صیقل خورده
تا عیار دل را
این نقش تکه ی اعتبار را بجوید
و باز تاب غربت این قلم زن حقیر باشد
تا کجای این شب می توان لبریز از غم توشد
تا کجای این خرمن می توان بهار را بی تو گره زد
صدا ،صدای خنجر و خاموشی
این کفاره ی عشق است
اگر جان تاوان صد تازیانه ی نگاه تو را می دهد
در پیچ و تابی غریبم
باز امشب...



نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن 1391 | ساعت 09:44 ب.ظ | توسط شهرزاد |نظرات |


قالب رایگان وبلاگ پیچك دات نت